خانه سالمندان محسنی اراک

خانه سالمندان محسنی اراک

گزارش ازانجمن آلزایمرخیریه امام جواد(ع) استان مرکزی حامی سالمندان آلزایمری ،بیماران روانی مزمن ،فرزندان بی سرپرست دختروپسر(ایتام)
خانه سالمندان محسنی اراک

خانه سالمندان محسنی اراک

گزارش ازانجمن آلزایمرخیریه امام جواد(ع) استان مرکزی حامی سالمندان آلزایمری ،بیماران روانی مزمن ،فرزندان بی سرپرست دختروپسر(ایتام)

همیار

نکوکار گرامی :سرکار خانم محمودی ودوستان عزیز همیار
باسلام وتبریک سال نو خدمت شما همیارخوب بیشتراز 2سال است که یکی از بهترین حامیان ما با دوستان خوبتان بوده اید وموسسه خیریه امام رضا (ع)استان مرکزی خصوصا بچه های بی سرپرست (ایتام )را درایام پاییز با خرید لوازم التحریر ودر ایام عید باخرید لباس خوشحال کرده اید وآنهارا به آرزوهایشان رسانده اید.
من به عنوان مدیر این موسسه برای شما سعادت-سلامت -نیک بختی ونشاط رو برای شما وخانواده محترم ودوستانی که با شما همکاری کرده را آرزو می کنم ومطمئن باشید این عمل نیک شما بی اجر نمی ماند.
زارعی مدیرعامل خیریه امام رضا (ع )استان مرکزی
نکوکار گرامی :سرکار خانم محمودی ودوستان عزیز همیار
باسلام وتبریک سال نو خدمت شما همیارخوب بیشتراز 2سال است که یکی از بهترین حامیان ما با دوستان خوبتان بوده اید وموسسه خیریه امام رضا (ع)استان مرکزی خصوصا بچه های بی سرپرست (ایتام )را درایام پاییز با خرید لوازم التحریر ودر ایام عید باخرید لباس خوشحال کرده اید وآنهارا به آرزوهایشان رسانده اید.
من به عنوان مدیر این موسسه برای شما سعادت-سلامت -نیک بختی ونشاط رو برای شما وخانواده محترم ودوستانی که با شما همکاری کرده را آرزو می کنم ومطمئن باشید این عمل نیک شما بی اجر نمی ماند.
                        زارعی مدیرعامل خیریه امام رضا (ع )استان مرکزی

داستان3

دو پیرمرد که یکی از آنها قدبلند و قوی هیکل و دیگری قدخمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.

اولی گفت: به مقدار 10 قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر می اندازد و اینک می گوید گمان می کنم طلب تو را داده ام.

حضرت قاضی! از شما تقاضا دارم وی را سوگند بده که آیا بدهکاری خودش را داده است، یا خیر. چنانچه قسم یاد کرد که من دیگر حرفی ندارم.

دومی گفت: من اقرار می کنم که ده قطعه طلا از وی قرض نموده ام ولی بدهکاری را ادا کردم و برای قسم یاد کردن، آماده هستم.

قاضی: دست راست خود را بلند کن و قسم یاد کن.

پیرمرد: یک دست که سهل است، هر دو دست را بلند می کنم.

سپس عصا را به مرد مدعی داد و هر دو دستش را بلند کرد و گفت: به خدا قسم که من قطعات طلا را به این شخص دادم و اگر بار دیگر از من مطالبه کند، از روی فراموشکاری و نا آگاهی است.

قاضی به طلبکار گفت: اکنون چه میگویی؟ 
ادامه مطلب ...

داستان

پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من
میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم.

پیرزن قبول کرد.
فردا پیرمرد به کافه رفت. دو ساعت از قرار گذشت، ولی پیرزن نیومد....

وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه.
ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟

پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت:

بابام نذاشت بیام!!!
ادامه ...
پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من
میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم.

پیرزن قبول کرد.
فردا پیرمرد به کافه رفت. دو ساعت از قرار گذشت، ولی پیرزن نیومد.

وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه.
ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟

پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت:

بابام نذاشت بیام!!!

داستان

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و به سختی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
«ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.»
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد ...و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:

من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز

آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
نتیجه گیری مولانا بزرگ از بیان این حکایت:‌

تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفـــتاح راه
ادامه ...
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و به سختی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
«ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.»
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:

من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز

آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
نتیجه گیری مولانا بزرگ از بیان این حکایت:‌

تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفـــتاح راه

وضعیت پوشش بیمه ای مبتلایان به بیماری آلزایمر ؛

 

دکتر معصومه صالحی، با اشاره به نامه نگاریهای انجمن آلزایمر ایران با مسؤولان امر اظهار داشت: نامه های جداگانه ای برای شورای ملی سالمندان، سازمان بهزیستی، مجلس شورای اسلامی، وزارتخانه های رفاه و بهداشت نوشته و طی آن درخواست کرده ایم، بیماری آلزایمر در لیست بیماریهای خاص قرار بگیرد.  

ادامه مطلب ...

روزپرستار

مثل غزل مثل سپیده مثل آبی

آیینه ای صبحی تو جان آفتابی

پاکی صبوری مهربانی باصفایی

تو یک پرستاری تو یک مفهوم نابی

روز پرستار بر سپید پوشان دل پاک مبارک . . .

 

 

اس ام اس و پیامک تبریک روز پرستار و ولادت حضرت زینب (س)

خیریه امام رضا (ع)

قشر یتیمان هر جامعه، آسیب پذیر ترین اقشار هستند که مانند نونهالان بی پناه و نوگل های در مسیر طوفان، همواره

در معرض پژمردن قرار دارند. از اینرو، خدای بزرگ و پیامبر گرامی اسلام (ص) و دیگر پیشوایان معصوم (ع)

مردم را به حمایت بی دریغ از ایتام دعوت کرده اند و پاداش بزرگ الهی را برای حامیان این عزیزان یاد آور شده اند.

رسول خدا فرمود:

"محبوبترین خانه ها یتان خانه ای است که یتیمی گرامی داشته در آن باشد ."

پیامبر اسلام (ص) می فرماید:

"ای علی، اگر کسی از روی مهربانی بر سر یتیمی دست بکشد،

خداوند عزوجل در روز قیامت به ازای هر تار موی او نوری به او می بخشد."

"ای علی ،کسی که خرج یتیمی را از ما ل خود بپردازد تا اینکه بی نیاز شود،

البته بهشت بر او واجب خواهد شد."


خیریه امام رضا(ع)

کمک شما درجشن نیکوکاری به ما:
5شنبه درانجمن آلزایمر خیریه امام رضا (ع) استان مرکزی:
حامی ایتام -سالمندان وبیماران اعصاب وروان
شماره حساب کارت به کارت
6104337770117784بانک ملت:...
آدرس سایت:
http://alzheimer-arak.ir
http://alzheimer-arak.org
ادامه ...
کمک شما درجشن نیکوکاری به ما:
5شنبه درانجمن آلزایمر خیریه امام رضا (ع) استان مرکزی